خلاصه داستان: پدر اسماعیل یک شرکت ساختمان سازی داشته و مدیرعامل آنجاست ، اسماعیل قصد رفتن به ژاپن را داشته اما پدرش مریض شده و او ناچارا سفرش را کنسل کرده و .....
خلاصه داستان: پدران دختر و پسری که باهم شریک کاری بوده اند وصیت کردهاند که بعد از ازدواجشان سهم الارث آنها پرداخت شود ، عموی پسر که چشم به مال برادر زادهاش داشته باعث بروز اتفاقاتی شده و .....
خلاصه داستان: پس از مرگ پدر سیاوش عموی او اختیار ثروت خانوادگیشان رو عهدهدار میشود ، سیاوش عاشق دخترعمهاش مهتاب است اما پس از مدت کوتاهی از مرگ پدرش خبر ازدواج ناگهانی عمو و مادرش را میشنود و ......
خلاصه داستان: مشکلات زندگی گریبانگیر پیرمردی شده و باعث شده او زیر بار این مشکلات خم شود او برای رهایی از این مشکلات دست به فروش اعضاء بدن خود میزند و ....