خلاصه داستان: دو متکلم جوان قرار است در یک سمینار آکادمیک درباره ادیان در آلمان شرکت کنند. حاج آقا فراستی، رئیس حوزه علمیه از سفر آنها جلوگیری می کند. روحانیون جوان حاج آقا را قانع می کنند و ویزا می گیرند.
خلاصه داستان: داستان ایکس لارج زندگی سه جوان را روایت می کند که پس از آزاد شدن از زندان برای اینکه به رویاهای خود دست پیدا کنند دست به کارهایی میزنند که در ادامه با اتفاقاتی روبرو می شوند.
خلاصه داستان: شکوه خانم و همسر دومش رضا قصد دارند که فریدون همسر اولش را که بچههایش در خانه سالمندان گذاشتهاند به خانه خود بیاورند ، این تصمیم اتفاقاتی را برای همه رخ میدهد و ....
خلاصه داستان: گاهی اوقات اتفاقاتی می افتد که جهان با همه ی وسعت و فراخی اش برای آدمی به اندازه یک پاسیو تنگ و کوچک می شود، هنگامی که مرتضی می میرد ، دختر او مینا و همسرش پوران می مانند و کلی بدهی و ....
خلاصه داستان: پسری شیطون به نام پارسیا در مدرسه همه را کلافه کرده روزی ناظم جدید مدرسه مادر او را می خواهد اما پارسیا که نمی خواهد به مادرش در این باره چیزی گوید نقشهایی به ذهنش می رسد و ..
خلاصه داستان: دو دزد کهنهکار و پیر پس از سالها از زندان آزاد شده و به امید دریافت سهم خود از آخرین دزدیشان به سراغ زنی میروند که با آنها همدست بوده و ..
خلاصه داستان: مجید مردی میانسال و معتاد از یک خانواده سنتی بوده که به همسر خودش شک داشته اما همسرش در نقطه مقابل او قرار داشته و از خانواده ایی سنتی نبوده و همین تفاوت فرهنگ ها همهی آن چیزی بوده که به خاطر پونه شاهد آن خواهیم بود و .....
خلاصه داستان: دختری مطلقه به نام سحر با روحیه بلندپروازانه در محلهایی به همراه خانواده اش زندگی میکند که بخاطر سبک پوشش و آرایشش همواره حرف هایی پشت سرش است.مادر سحر روزی سراسیمه به کلانتری رفته و ....
خلاصه داستان: سه مامور مخفی برای یک ماموریت مخفی به ایران می آیند اما از همان لحظه اول که به تهران می رسند با موقعیت های مختلف خنده داری مواجه می شوند که ماموریت آنها را به چالش می کشد.