خلاصه داستان: سیاوش دیدهبانی است که میخواهد توانایی خود را به نمایش بگذارد او پالایشگاه آبادان را برای اینکار حیاتی انتخاب کرده که برای دشمن بسیار مهم است و .....
خلاصه داستان: پسری که پدرش فوت شده همراه مادرش به تنهایی در روستا زندگی میکند ، او دست پدرش را که قصد ازدواج با مادر او را دارد برای فروش وانتی همراهی میکند و ...
خلاصه داستان: هاله و فرهاد به همراه پسر 5 سالهشان، امیر، اخیراً در یک مجتمع جدید اقامت کردهاند. امیر در صحرا، جلوی مجتمع گم شده است، اما پدر و مادرش به زودی او را پیدا می کنند. بعداً امیر به پدرش می گوید که ...
خلاصه داستان: نادر و دخترعمویش آذر که به هم علاقه مند هستند، بر اساس نقشهای که کشیدهاند، تاج و شمشیری را که متعلق به جد خانوادگی شان بوده از موزه میدزدند، اما پدر آذر میگوید برای تکمیل این مجموعه نیاز به حمایل نیز هست و…
خلاصه داستان: ریحان از شوهر تازه درگذشتهی خود قهوهخانهایی را در کنار جاده نزدیکی باکو به ارث برده است .ریحان تلاش میکند که زندکی خود مستقل بچرخاند ولی برادرشوهر او مانع اینکار او میشود تا با او ازدواج کند و ....
خلاصه داستان: بین دو خواهر اختلاف خانوادگی وجود دارد ، یکی از آنها در بالای شهر و دیگری جنوب شهر زندگی میکند، مهشید که در جنوب شهر زندگی میکند از پسرخالهی ثروتمند خود درخواست ازدواج کرده و ....