خلاصه داستان: پدر آرش به خارج از کشور می رود و دوستان آرش به نام های بابک و بهنود پیش آرش می مانند ، اما آرش تصمیم به تغییر دکوراسیون خانه می گیرد و طراحی خانم را بدین منظور استخدام می کند و ....
خلاصه داستان: گلسا دختری ست که بیشتر اوقاتش را با دوستانش سپری میکند ، او به همراه خانواده اش در شهری نزدیک تهران زندگی میکند ، گُلسا و دوستانش روزی تصمیم به کاری میگیرند که ...
خلاصه داستان: نفس درباره یک خانواده ایرانی است که در ایران زندگی می کنند. داستان بهار را روایت می کند که در دهه 70 با پدرش، غفور و مادربزرگش زندگی می کند. او در دنیای کودکانه و سورئال خود زندگی می کند که پر از رویاهای آنهاست و...
خلاصه داستان: یک مزدور جنگی به نام سامانتا اوهارا، فرمانده گروهی از سربازان را در یک عملیات خطرناک برعهده دارد. آنها قصد دارند به یکی از مناطق دوردست آفریقا رقته و چند گروگان را آزاد کنند…
خلاصه داستان: حسین کارگری بوده است که بنا بر خواسته کارفرمای خود تعداد از همکارانش را اخراج کرده است اما اینبار قصد دارد با قرعه کشی شانسی را برای همه قائل شود و ..
خلاصه داستان: داستان نویسی به نام جهانگیر گلستانه چندین سال است که با همسرش رعنا ازدواج کرده است. حاصل این ازدواج یک پسر 6 ساله به نام نیما است. جهانگیر سه کتاب چاپ کرده است اما هیچکدام از این کتابها نتوانستهاند درآمدی برای او داشته باشند. خانواده او در خانهای اجارهای که صاحبش از آشنایان قدیم جهانگیر است زندگی و اجاره مختصری پرداخت می کنند، اما طولی نمیکشد که صاحب خانه تماس گرفته و میگوید قصد دارد در خانهاش ساکن شود. این خبر زندگی جهانگیر را به هم میریزد.