خلاصه داستان: گلرخ کمالی نویسنده ایی بوده که نزدیک به یک سال با شوهرش قهر کرده و در شهرستان پیش پدرش زندگی می کند ، پس از بازگشتش به تهران متوجه شده شوهرش ورشکست شده و .....
خلاصه داستان: خواننده ایی به نام بابک به همراه نامزدش ستاره به دنبال گرفتن مجوز برای کاست موسیقی است اما موفق نمیشود ، در این حین از طریق ستاره با دختری به نام یاسمن آشنا شده که پدرش صاحب شرکت کاست و سیدی است . یاسمن عاشق و دلبسته بابک شده و سعی دارد که او را با خود به لسآنجلس ببرد و ..