خلاصه داستان: سمیره و رضا خواهر و برادری هستند در آخرین روزهای مقاومت بخش غربی خرمشهر با دیگر مردم شهر در حال مبارزه و مقاومت هستند ، حلقه محاصره تنگتر شده و ..
خلاصه داستان: سروان شمیرانی و همکارانش درگیر پرونده سرقت هایی می شود که آنها را گیج کرده ، امیر دلاوری اسم سارقی بوده که تبحر ویژهایی در سرقت داشته و ..
خلاصه داستان: یحیی بری ادامه خدمتش محل نگهداری بیمارانی که مشکل روحی و روانی دارند را انتخاب کرده و سعی میکند که بخشی از روحیه از دست رفته آنها را برگرداند و ..
خلاصه داستان: نگار که در آستانه ازدواجش با امیر است متوجه می شود امیر تعهدی داشته که نمیتواند آنرا به خاطر ازدواجش نادیده بگیرد و برای ازدواج با امیر دچار تردید شده و ..
خلاصه داستان: زخم شانه حوا روایتگر تمام دلیری ها ، قهرمان پروری ها و زخم های پنهان زنان سرزمین در دوران هشت سال دفاع مقدس بوده که اگر این زنان و مادران نبودند اکنون ایران در چنگال استعمار بود
خلاصه داستان: ایرج پسر آقای روشن شاعر پیر و گمنام کرمان پس از سال ها برای دیدن پدر و خواهرش به ایران میآید ، آقای روشن پس از مدتی فوت کرده و این آغاز گر ماجراهایی است که ..