خلاصه داستان: در پگاه مهآلود یک روز پاییزی، در زیر شاخههای پرشکوه افرا، فرزندی زاده میشود؛ حاصل وصلت شوم اخلاق و منفعت. چشمانِ پیرِ افرا، یگانه شاهد این راز در اعماق جنگل است. شاهدی که آموخت در نگاه عاشقانه به زندگی، فقط صاحب تنهایی خویشی. هیچکس نبودن، اولین و آخرین قانون کتاب عشق است…
خلاصه داستان: ژاله كبیری، همسر جدید كامران كامروا كه 3 سال است با او ازدواج كرده، براى او جشن تولد گرفته است و همه آشنایان و دوستان را دعوت كرده تا ثروت خود را براى دیگران به نمایش بگذارد. كامران كامروا هم موسسه خیریه جدیدى براى كودكان كار راه اندازى كرده و مانند گذشته به پولشویى مشغول است و مهیار مهرافزون رو به استخدام خود درآورده است. مهمانى باشكوهى برپا است و ما با دوستان و خانواده جدید كامروا آشنا مى شویم.
خلاصه داستان: بوتیمار همیشه در تشنگی به سر می برد اما آن هنگام که به رودخانه و یا دریا می رسد، نگران می شود که مبادا آب دریا تمام شود و او از تشنگی بمیرد، پس آب نمی خورد و تشنه می ماند… بوتیمار همیشه نگران فرداست….
خلاصه داستان: پژمان و سام به عنوان گروگان به همراه کیک زرد توسط آصف، رهبر گروه شهدای آزاد داغستان ربوده شده اند و قرار است از مرز شمال غربی کشور به چچن بروند.
خلاصه داستان: زن جوانی به خاطر قتل همسرش به اعدام محکوم شده است ، او در شب یلدا در یک برنامه تلویزیونی از تنها فرزند مقتول به نام مونا طلب رضایت و بخشش کرده اما اتفافاتی رخ داده که ...