خلاصه داستان: استلا سیمونز، وزیر کشور بریتانیا، یک شب پس از ملاقات با نخستوزیر، تصمیم دارد به خانه خود بازگردد، اما زمانی که یک مرد مرموز از راه دور کنترل ماشین خودران او را به دست میگیرد، استلا را مجبور میکند تا در شهر لندن آشوب به پا کرده و…
خلاصه داستان: هانا افسر پلیس شهر لندن در حال اسکورت دکتر متیو نولان به پکن است، جایی که نولان به یک جنایت متهم شده است. اما به زودی هانا، در پرواز 357، خود را درگیر توطئهای خطرناک میبیند و…
خلاصه داستان: در مورد خواهر و برادری به نامهای چارلی و جک است که به اشتباه به جرمی که مرتکب نشدهاند، متهم شده و در یکی از بدترین زندانهای میانمار گرفتار شدهاند. در این میان آنها مجبور میشوند در مسابقات تلویزیونی مقابل زندانیان دیگر مبارزه کنند. حال چارلی و جک باید با هم همکاری کنند و برای آزادی خود تلاش کنند، اما…
خلاصه داستان: درمورد مردی به نام جی هیون سو است که صاحب یک آژانس کارآگاهی خصوصی میباشد. اما زمانی که او به اشتباه به قتل متهم میشود، برای اثبات بیگناهی خود درگیر یک پرونده بزرگ و پیچیده میشود. در این میان جی هیون سو برای پاک کردن نامش از این اتهام از یک دادستان به نام کیم هوا جین، کمک میگیرد و…
خلاصه داستان: در مورد یک دزد قهرمان و مردمی میباشد که به دلیل فرارهای زیاد از زندان معروف است. اما زمانی که او با یک دختر جدید آشنا میشود، مسیر زندگیاش کاملا تغییر کرده و…
خلاصه داستان: در حالی که کل شهر در هرج و مرج است، دولت تصمیم میگیرد صنعت فاسد سرگرمیهای زیرزمینی و شیوههای پولشویی را ریشهکن کند تا نظم را در شهر برقرار سازد اما…
خلاصه داستان: در مورد یک تیرانداز استثنایی به نام ریو است که وقتی همکارش ماکیمورا هیدیوکی کشته میشود با خواهر او، کائوری، متحد شده تا حقیقت مرگ وی را آشکار کند اما…
خلاصه داستان: براساس داستانی واقعی ساخته شده و در مورد گروهی از خلبانان بمبافکنهای آمریکایی است که در طول جنگ جهانی دوم جان خود را به خطر انداخته و با تعداد بیشماری از جنگندههای آلمانی مبارزه کردند و…
خلاصه داستان: داستان در دوران چوسان در یک زمان آشفته پس از جنگ، رخ میدهد و در مورد دو دوست دوران کودکی یکی برده و دیگری ارباب است که پس از جنگ به عنوان دشمن در مقابل هم قرار میگیرند و…
خلاصه داستان: آژانس جاسوسی جهانی سیتادل توسط تشکیلات مانتیکور نابود شده و از آن زمان، دایانا کاوالیری، یک مامور مخفی سیتادل، تنها در پشت خطوط دشمن گرفتار شده است. اکنون تنها راه خروج برای دایانا، اعتماد به فردی به نام اِدو زانی، وارث مانتیکور است، اما…