خلاصه داستان: در ۷۲ ساعتِ نفسگیر و پرالتهابِ پیش از آغاز عملیات تاریخی “روز دی” (D-Day)، ژنرال دوایت دی. آیزنهاور و کاپیتان جیمز استگ در دوراهی یک انتخاب غیرممکن و هولناک گرفتار میشوند: صدور فرمانِ آغاز خطرناکترین تهاجم آبیخاکی تاریخ، یا به جان خریدنِ خطر شکست در کل جنگ و از دست رفتن همهچیز!
خلاصه داستان: فیلم جادوگر کرملین The Wizard of the Kremlin 2025 در اوایل دهه 1990 در روسیه، وادیم بارانوف از یک هنرمند جوان تبدیل به یک مقام دولتی با نفوذ و فردی میشود که در قلب دولت، وظیفه مدیریت افکار عمومی و تبلیغات را بر عهده دارد…
خلاصه داستان: مینیسریال «نیمه انسان»، روایتی ملتهب، تاریک و به شدت تکاندهنده از رابطه پرفراز و نشیب دو برادر ناتنی به نامهای «نایل» و «روبن» است که در طول سه دهه به تصویر کشیده میشود. داستان از جایی آغاز میشود که مادران این دو پسر تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند و آنها را زیر یک سقف بیاورند. نایل نوجوان، پسری منزوی، خجالتی و قربانی قلدری است؛ در حالی که روبن به تازگی و پس از یک درگیری خونین و وحشتناک، از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده است. آنچه در ابتدا به عنوان تلاشی ناامیدانه برای محافظت از یکدیگر در برابر جامعهی بیرحم شهر کوچکشان آغاز میشود، به سرعت تغییر شکل میدهد. این دو نفر وارد یک رابطه به شدت پیچیده، سمی و غیرقابل گسست از وابستگی متقابل، ترس، سرکوب احساسات و کنترلگری میشوند. سریال در طول ۶ قسمت، نقاب از چهرهی رازهای تاریک برمیدارد و نشان میدهد که چگونه آسیبهای روانی کودکی و یک دوستی ویرانگر، میتواند تمام مسیر زندگی، هویت و روان دو انسان را تا مرز جنون و فروپاشی پیش ببرد…
خلاصه داستان: هر شب، چوپانی با صدای بلند یک داستان معمایی جنایی را برای گلهاش میخواند، در حالی که پیش خودش وانمود میکرد گوسفندانش متوجه ماجرا میشوند و داستان را میفهمند. اما ماجرا زمانی رنگ و بوی واقعیت به خود میگیرد که یک روز، جسد بیجان این چوپان پیدا میشود. گوسفندان که در تمام این مدت شنوندگان باهوش آن داستانها بودهاند، در همان نگاه اول و فوراً متوجه میشوند که چوپانشان به قتل رسیده است. حالا این گله، با تکیه بر رمانهای جنایی که شنیدهاند، با اعتمادبهنفس کامل فکر میکنند که تمام فوتوفنهای کارآگاهی را بلدند و دقیقاً میدانند چطور باید دستبهکار شوند تا معمای این قتل را حل کنند!
خلاصه داستان: سریال زندانی Prisoner 2026 داستان پرالتهاب یک مامور انتقال زندانیان به نام «آمبر» را روایت میکند. او مأموریت مییابد تا یک قاتل آموزشدیده و زندانی بسیار مهم به نام «تیبور استون» را برای شهادت علیه رئیس یک سندیکای جنایتکار و بیرحم به دادگاه عالی بریتانیا منتقل کند. اما وقتی کاروان انتقال آنها در مسیر مورد یک کمین مرگبار و مسلحانه قرار میگیرد، آمبر در اقدامی ناامیدانه برای جلوگیری از فرار تیبور، خود را با دستبند به او میبندد. حالا این دو نفر که هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند، مجبورند برای زنده ماندن در کنار هم بمانند و از دست قاتلان اجیرشده و پلیسهای فاسد فرار کنند…
خلاصه داستان: داستان فیلم در قلب لندن مدرن اتفاق میافتد. در جریان یک پروژه ساختوساز بزرگ، کارگران به طور تصادفی یک بمب عظیم، عملنکرده و بسیار حساس از دوران جنگ جهانی دوم (UXO) را پیدا میکنند. به دلیل قدرت تخریب بالای این بمب، پلیس و نیروهای امنیتی بریتانیا مجبور میشوند پروتکلهای اضطراری را اجرا کرده و بخش بزرگی از شهر را به طور کامل تخلیه کنند. در حالی که تمام شهر در وضعیت هشدار قرمز قرار دارد، یک گروه حرفهای و بیباک از سارقان، این هرجومرج سراسری و تخلیه بیسابقه را به عنوان فرصتی تکرارنشدنی برای اجرای یک سرقت غیرممکن میبینند.
خلاصه داستان: در فیلم ویرانگر دنیا Worldbreaker 2025 پنج سال پیش، شکافی در تار و پود واقعیت، موجوداتی را از بُعدی دیگر به دنیای انسانها آورد که قصد نابودی بشریت را دارند. در این میان پدری دخترش را در جزیرهای پنهان میکند تا در حالی که وی را برای بقا و نبردهای پیش رو آماده میسازد، او را در امان نگه دارد. اما وقتی دنیا در آستانه فروپاشی است، هیچ جایی امن نیست…
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۵۱ و در یک عمارت اشرافی رو به ویرانی در حومه یک روستای زیبای بریتانیایی اتفاق میافتد. «فلاویا دو لوس»، یک دختر ۱۱ ساله بهشدت باهوش و شیمیدانی آماتور است که شیفتهی علم و بهخصوص فرمول انواع سموم است! یک شب، او جسدی را در مزرعه خیارِ عمارت خانوادگیشان پیدا میکند. این اتفاقِ وحشتناک نه تنها او را نمیترساند، بلکه باعث میشود رسالت اصلی زندگیاش یعنی «کارآگاه بودن» را کشف کند. اما اوضاع زمانی بحرانی و پیچیده میشود که پدر فلاویا (هاویلند) به عنوان مظنون اصلی قتل دستگیر شده و حتی در کمال ناباوری به انجام این جنایت اعتراف میکند. حالا فلاویا باید با تکیه بر هوش سرشار، دانش شیمی و ذهن تحلیلگرش، تمام ترفندهای کارآگاهی را به کار بگیرد تا پرده از راز این قتل عجیب بردارد و پدرش را از چوبهی دار نجات دهد…
خلاصه داستان: کریس هندریکس (با بازی رادا میچل)، یک تکتیرانداز نخبه و مرگبار است که پس از سالها فعالیت حرفهای بازنشسته شده است. او برای فرار از گذشته تاریکش، همراه با دختر ۱۵ ساله و سرکشش، آنیا، به یک مزرعه بسیار دورافتاده در استرالیا پناه میبرد تا زندگی آرامی را در انزوا تجربه کند. اما این آرامش دوام چندانی ندارد. یک جنگسالار بیرحم به نام «دراگون» (با بازی تیم راث) که در گذشته کریس را اسیر خود کرده بود، برای گرفتن انتقام او را ردیابی میکند. کریس که میداند به تنهایی از پس ارتش کوچک دراگون برنمیآید، چارهای ندارد جز اینکه تیم قدیمی و حرفهای خود (متشکل از قاتلان و تکتیراندازان سابق) را دور هم جمع کند. هدف آنها محافظت از مزرعه و از بین بردن مهرههای مرگبار دراگون یکی پس از دیگری است. با پیشروی داستان و فاش شدن دلایل واقعی کینه و انتقامجویی دراگون، این بازی موش و گربه به یک نقطه اوج نفسگیر و وحشتناک میرسد که عواقب غیرقابل تصوری برای کریس و دخترش به همراه دارد.