خلاصه داستان: جمعه پسری است که با مادر خود در یکی از روستاهای کویری زندگی میکند ، دایی جمعه در شهر کار میکند ، یک روز دایی به روستا رفته و برای جمعه صدفی را میبرد که میتوان با آن صدای دریا را شنید و ...
خلاصه داستان: دو خواهر به نامهای سارا و سوده والدین خود را در زلزله از دست داده و به تنهایی در کلبه های کوهستانی شمال کشور زندگی میکنند تا اینکه مردی به نام پارسا که راهش را گم کرده سر راه آنها قرار میگیرد و ...
خلاصه داستان: اسفندیار به خاطر بیماری پدرش قرار است به جای او با اتومبیل پدرش که مرسدس بنز است ماموریت برود اما او سفر را یک روز عقب انداخته تا با دوستانش بیرون بروند و ..
خلاصه داستان: گروهی از رزمندگان ماموریت دارند که جعبه سیاهی را پیدا کنند اما در محاصره دشمن گیر کرده و درنتیجه شکست میخورند ، گروهی دیگر جایگزین این رزمندگان میشوند و ..
خلاصه داستان: بهرام جوانی بوده که در خارج از کشور تحصیل کرده و یک مبارز سیاسی بوده که در مهارتهای رزمی مهارت داشته توسط پدر زنش تحت تعقیب قرار گرفته و .....