خلاصه داستان: مردی که از نظر تعاملات اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل بوده بعد از سال ها به ایران باز میگردد اما احساس میکند کسی را نمی شناسد و ..
خلاصه داستان: پدر عروس در مراسم عروسی دخترش طی اتفاقی کشته میشود ، بعد از گذشت چند سال پسر مقتول به جد پیگیر قصاص بوده اما باقی اعضا برای بخشش دو دل شده اند همین موضوع آغازگر اتفاقات پیچیده ایی بوده که ....
خلاصه داستان: عاشقی ساده و کار سختی است . گندم و کرامت از بچگی به نام هم شده اند اما گندم این عهدنامه را قبول نداشته ، گندم عاشق شده است او همان عشق خود را میخواهد
خلاصه داستان: قصه یک پزشک جراح زن به نام راحیل است که شوهرش را در حین عمل جراحی از دست داده است.همسرش وصیت کرده بود بعد از مرگش او را در یک روستای دور افتاده کنار پدر و مادرش به خاک بسپارند به همین خاطر راحیل تصمیم می گیرد که جنازه شوهرش را بدزدد و به وصیت او عمل کند،راحیل در راه با فرشته مرگ رو برو می شود و می فهمد که دیگر فرصتی برایش باقی نمانده است تا خواسته همسرش را انجام دهد اما فرشته مرگ ..
خلاصه داستان: سارا برای استخدام به شرکت بابک رفته ، بابک که آشنایی قدیمی با سارا داشته به او علاقهمند شده ، اما غرور بابک مانع از ابزار این عشق و علاقه شده ..