خلاصه داستان: راهروی بیمارستان مملو از جمعیت و آدمِ ، کارگران هم مشغول کار و رنگ آمیزی هستند که زن و شوهری وارد بیمارستان شده ، زن و شوهری که اتفاقاتی را در بیمارستان رقم میزنند و ..
خلاصه داستان: شیرین و رویا دو دوست صمیمی بوده که دانشگاهی نزدیک تهران قبول میشوند اما چون خوابگاه آماده نبوده ، خانه ایی را که رو به روی دانشگاه بوده را اجاره میکنند که این خود شروع ماجراهای تازه ایی بوده و ...
خلاصه داستان: مینو و پدرش برای مسافرت به شمال میروند که در راه طی اتفاقی با اتوبوسی از بچه های بهزیستی رو به رو می شوند ، مینو که با همسر پدرش ناهید مشکل دارد با گروه این اتوبوس و بچه ها آشنا شده که ..
خلاصه داستان: سعید مهندس جوانی بوده که همسرش او را مجبور کرده تا پول زیادی را قرض کند تا برای اسکی و تفریح به فرانسه و کوه های آلپ برود اما در آنجا اتفاقی افتاده و همسر سعید طی حادثه ایی میمیرد که این خود شروع ماجراهایی برای سعید بوده و ..
خلاصه داستان: دختری که زندگی روزمره خود را در وبلاگش می نویسد با برادر دوستش آشنا شده ، صحبت های اولیه برای ازدواج بین آنها گفته شده اما رازی در این وسط باقی مانده ، رازی به نام نماز خواندن ..