خلاصه داستان: دو خواهر که باهم در شهر یزد زندگی میکنند ، یکی عشقش را رها کرده و دیگری عشقش او را رها کرده است .آنها باید یه تنه مقابل مشکلات پیش رو ایستادگی کنند و ..
خلاصه داستان: دختر پولداری که خواستگاران زیادی داشته که باید از بین آنها یکی را انتخاب کند اما او یکی را می خواهد که او را برای خودش بخواهد نه پولش و ..
خلاصه داستان: مرتضی طی جنگ ایران و عراق اسیر می شود ، فرماندهی نیروهای عراقی که سامی جابر نام دارد دستور می دهد او را به اردوگاهی متروک و به دور از چشم صلیب سرخ منتقل کنند ، اردوگاه شرایط خوبی نداشته که ..
خلاصه داستان: عروسی خواهر کوچکتر خانواده نزدیک است ، ۴ خواهر دیگر برای کمک به مادرشان به یزد آمده ، با آمدن آنها خانه از سوت و کوری در آمده و بچه ها دوباره دور هم جمع می شوند اما ..
خلاصه داستان: زن جوانی به نام ناهید از شوهرش احمد به دلیل اعتیاد او به مواد مخدر جدا شده است . ناهید خرج زندگی خود و پسرش را از طریق تایپ پایان نامههای دانشجویی در میآورد ، ناهید طبق توافقی که با احمد کرده است تنها در صورتی میتواند پسرش را نزد خود نگه دارد که ازدواج نکند و ..
خلاصه داستان: نسرین به تازگی از همسر خود جدا شده اما موفق نشده که سرپرستی دخترش را برعهده بگیرد برای همین تمام وسایلش را جمع کرده و بدون اطلاع شوهر سابقش به گوشه ایی از شهر رفته اما..
خلاصه داستان: اکرم نوجوانی شانزده ساله بوده که در خانواده ایی با وضع مالی نه چندان مناسب زندگی می کند ، پدرش اعتیاد داشته و با عروسک سازی سعی در گذران زندگی شان دارد اما ..