خلاصه داستان: معلمی به نام ناصر پول زیادی را پیدا کرده بود که آنرا به صاحب اصلی آن برگردانده است ، روزی با او تماس گرفته اند که شرکتی هزینه ی سفر او و خانواده اش به برزیل را متقبل شده که ..
خلاصه داستان: داستان خانواده ایی را روایت میکند که درگیر مشکلات اجتماعی همچون فقر ، اعتیاد و .. بوده است که در این اثنا ماجرای ازدواج سمیه خواهر خانواده پیش آمده و ..
خلاصه داستان: فرهاد بینایی خود را به دلیل جراحت در جنگ از دست داده است. به عنوان بخشی از بهبودی، او به بیمارستان موقت منتقل می شود و در آنجا با پرستار جوان شیدا روبرو می شود. شیدا از تحمل او در برابر دردهای خود متعجب است...
خلاصه داستان: مهندس خاکپور که به زودی قرار است معاون وزیر بشود طی تصادفی به بیمارستان میرود ، محمود بصیرت دوست مهندس خاکپور از زنجان برای ملاقات او میآید که ..
خلاصه داستان: ترگل دختری است که دلباخته عباس شده اما پدر ترگل با ازدواج آنها مخالف است ولی ترگل که مصمم به ازدواج با عباس است از خانه فرار کرده و با عباس ازدواج می کند ، عباس می خواهد برای کار به کیش برود که ..