خلاصه داستان: روایت زندگی بازیگری محبوب و دوست داشتنی است که مدت طولانی جلوی دوربین نرفته،اکنون قرار است از این بازیگر پیشکسوت تجلیل به عمل آید. ولی کسی از محل زندگی او اطلاع ندارد. که بعضی از دوستان قدیمی به همراه نوه اش به دنبال او می گردند..
خلاصه داستان: کاوه که با عابر پیاده ایی تصادف کرده به زندان میرود ، پدر همسرش حاج توسلی او را با قید ضمانت آزاد میکند ، اما کاوه بعد از آزاد شدن متوجه میشود که برادرش کشته شده ..
خلاصه داستان: روایت گر قصهی خانواده های فرماندهان و رزمندگان سپاهی و ارتشی در بحبوحهی جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۵ است . عزیز زنی ۵۰ ساله بوده که همراه نوه هایش وارد مجموعهی ویلایی ها می شود ، راننده ایی به نام الیاس هر وقت وارد مجموعه می شود خبر شهادت یکی از فرماندهان را می دهد و ..
خلاصه داستان: مجید منتظر برگشت پدر فرشته از خارج است تا فرشته را از او خواستگاری کند ، اما پدر فرشته خارج از کشور نبوده بلکه زندان بوده است ، خانواده فرشته یعنی پدر و برادر و پسرخاله اش همگی خلاف کارند درست نقطهی مقابل خانوادهی مجید و ...
خلاصه داستان: بعد از قبول قطع نامه جنگ ایران و عراق ، منافقین مجاهدین خلق در مرداد ماه ۶۷ طی عملیاتی به بیمارستانی صحرایی حمله کرده که دختری به نام صحرا در آنجا پرستار است ، صحرا به همراه نامزدش یا تعدادی از زخمی ها به سمت قلعهایی در نزدیکی اسلام آباد فرار میکنند و ..
خلاصه داستان: دختری کوچک به نام زهرا جوجه ایی میخرد و با آن جوجه شب و روزش را میگذراند و جوجه هم به زهرا عادت کرده و همیشه به دنبال اوست که روزی ناخواسته پای جوجه را میشکند و در پی مداوای پای جوجه است ولی والدینش مخالفت میکنند و این باعث ناراحتی و افسردگی زهرا میشود که..
خلاصه داستان: به برههایی از تاریخ ایران میپردازد که در آغاز جنگ جهانی اول تمامی جهان درگیر جنگی ناخواسته و بی رحمانهایی بودند ، با اعلام بیطرفی ایران سه سال کشور دچار قحطی بزرگی می شود که معروف به قحطی بزرگ است ، شخصی به نام ابوالفضل یتیم خانهایی دایر کرده که بچههای بیسرپرست را در آن نگهداری کند و ....
خلاصه داستان: نوجوانی ۱۳ ساله به نام سیاوش با دیدن خوابی وارد ماجرایی میشود ، خوابی که عینا پدربزرگش هم آنرا دیده است . پدر بزرگ قصد میکند به زادگاهش برود و سیاوش نیز له دنبال او راهی میشود و ...