خلاصه داستان: جاوید جوان هفده ساله ای است که سال هاست پدر و مادرش را از دست داده و جز خواهر ناتنی اش عاطفه و عشقش ابرا کسی را ندارد. زندگی جاوید پس از آشنایی با بهمن و همسرش طلا تغییر می کند.
خلاصه داستان: رازی است در زندگی فروغ که منوچهر از آن بی خبر است؛ حالا او فهمیده و دیگر نمی تواند به آن بی تفاوت باشد. بهمن مردانی برای کشف راز آنچه بیست و پنج سال قبل باعث فرار او به خارج از کشور شده بود به ایران باز میگردد، خانواده رشید فرشباف، استاد مشهور طراحی فرش را در موقعیت تازهای قرار میدهد، موقعیتی بسیار عجیب…
خلاصه داستان: ژاله كبیری، همسر جدید كامران كامروا كه 3 سال است با او ازدواج كرده، براى او جشن تولد گرفته است و همه آشنایان و دوستان را دعوت كرده تا ثروت خود را براى دیگران به نمایش بگذارد. كامران كامروا هم موسسه خیریه جدیدى براى كودكان كار راه اندازى كرده و مانند گذشته به پولشویى مشغول است و مهیار مهرافزون رو به استخدام خود درآورده است. مهمانى باشكوهى برپا است و ما با دوستان و خانواده جدید كامروا آشنا مى شویم.
خلاصه داستان: پژمان و سام به عنوان گروگان به همراه کیک زرد توسط آصف، رهبر گروه شهدای آزاد داغستان ربوده شده اند و قرار است از مرز شمال غربی کشور به چچن بروند.