خلاصه داستان: زنی به نام زهره که دو فرزند به نام های شیدا و شهاب دارد و شوهرش او را رها کرده و به شمال رفته به همراه مادر پیر خود در آپارتمانی در شهرک اکباتان زندگی می کنند ، چند روزی می شود که شهاب گم شده و شیوا به دنبال او می گردد ، نامه هایی تهدید آمیزی به زهره و همسایگانش می رسد که اوضاع را تغییر می دهد چون محتوای نامه ها به صورتی است که زهره گناهکار شناخته شود و ...
خلاصه داستان: رعنا معلمی است که در مقطع ابتدایی تدریس میکند به همراه همسرش امیر که کارگر کارگاه بلورسازی است زندگی عاشقانه ایی در حاشیه ی شهر دارند اما نمی دانند که خوشبختی شان در خطر است ..
خلاصه داستان: در فیلم تعارض، احساس دیوونگی بهم دست داده، فکر میکنم تمام دوربینهای مداربسته دارن منو کنترل میکنن، انگار یکی پشت دوربینها نشسته و داره چهار چشمی منو میپاد…
خلاصه داستان: به گفته کارگردان این اثر سینمایی اگر یک سطر از داستان فیلم لو برود دیگران شروع میکنند به حدس و گمان درباره ادامه داستان و ادامه داستان را خودشان میسازند. برای همین ترجیح میدهم درباره داستان فیلم چیزی نگویم. فقط میتوانم بگویم که داستان در تهران امروز اتفاق میافتد و فیلم رویکرد متفاوتی در شکل روایی دارد و با فیلمهای قبلیام متفاوت است.با این حال در خلاصه داستانی که از سوی سازندگان این فیلم منتشر شده است آمده: بدیش اینه من وسط کلی شکام که میخوام برم یا نه...ولی بدترش اینه که صدبرابرش مطمئنم نمیتونم بمونم.
خلاصه داستان: بهار که از همسرش جدا شده و حالا دوباره ازدواج کرده، زندگی جدیدی دارد. او از شوهر گذشته خود یک پسر دارد که سرطان خون دارد و باید درمان شود. شوهر سابق او در زندان است و به خاطر جنایاتش اعدام خواهد شد. او باید پیدا کند ...
خلاصه داستان: در یک شهر معمولی ایرانی، دو غریبه مرموز سوار بر ماشین، روزانه ساعت ها در یک نقطه پارک می کنند. این اتفاق غیرعادی باعث ایجاد پارانویا در بین مردم محلی می شود که آنها را امنیت ملی می دانند.