خلاصه داستان: جاهل خان که تعدادی بخاری به مدرسهایی اهدا کرده به ناظم مدرسه ابتدایی اندیشه زنگ زده و به او میگوید که مدرسه را تعطیل کند ، بعد از اهدای بخاریها ، کتاب های درسی بچهها ناپدید میشود و .....
خلاصه داستان: پسری به نام جواد از خانوادهای متمول دل در گرو دختری فقیر و قالیباف بسته است ، خانواده جواد با این وصلت مخالف هستند اما سرانجام با پافشاریهای جواد راضی به این ازدواج شده و ....
خلاصه داستان: فرزند یک خانواده ثروتمند به نام سعید در یک حادثه تصادف باعث کشته شدن مردی شده است . سعید از محل حادثه فرار کرده اما پلیس باتوجه به شواهد پدر او را به جرم قتل بازداشت کرده و.....
خلاصه داستان: امیر و مریم قرار است باهم ازدواج کنند اما رور عروسیشان شهر موشکباران شده و مردم باید شهر را تخلیه کنند اما با وجود خطرات مریم ترجیح میدهد تا عروسی برگزار شود ، امیر که ازماموریتش برمیگردد با صحنهایی عجیب مواجه شده که ....