خلاصه داستان: فیلم جان دار روایت گر موضوع قصاص است،شب عقد تنها دختر یک خانواده 6 نفره به نام اسماء برادر خواستگار قبلی اش آمده تا مراسم را به هم بزند ،برادران و پدر اسماء درگیر می شوند و با قتل یک نفر داستان پیچیده ایی رقم می خورد و ..
خلاصه داستان: جانان دختری جوان از یک خانواده فرهنگی و شاعر مسلک است که به طور اتفاقی از دیوان حافظ قدیمی نامه ای پیدا می کند که حکایت از عشــقی دیرین در سالهای بسیار دور دارد. جانان حس غریبی به نامه دارد، نمی داند چه کند، پس تفالی به حافظ میزند و.
خلاصه داستان: قصه یک پزشک جراح زن به نام راحیل است که شوهرش را در حین عمل جراحی از دست داده است.همسرش وصیت کرده بود بعد از مرگش او را در یک روستای دور افتاده کنار پدر و مادرش به خاک بسپارند به همین خاطر راحیل تصمیم می گیرد که جنازه شوهرش را بدزدد و به وصیت او عمل کند،راحیل در راه با فرشته مرگ رو برو می شود و می فهمد که دیگر فرصتی برایش باقی نمانده است تا خواسته همسرش را انجام دهد اما فرشته مرگ ..
خلاصه داستان: پیشکسوت فوتبالی برای مدتی روی کامیون باربری کار می کند ، که پس از مدتی با ۳ دانشجو به نام های صابر ، وحید و اشکان آشنا می شود که صاحبخانه اثاثیهی آنها را در خیابان ریخته ، این آشنایی باعث بروز اتفاقاتی می شود و ......
خلاصه داستان: فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع(No-fly zone)، روایتگر داستان سه نوجوان است که در حال آماده شدن برای مسابقه ساخت پهپاد، با پیدا شدن یک یوزپلنگ در حوالی محل زندگیشان، وارد مسائل و درگیریهای مختلف و مهیجی میشوند.
خلاصه داستان: داستانی عاشقانه در زمان پهلوی اول روایت می کند . عشق لیلا به نادر پسر عمویش که برای تحصیل در رشته طب به فرنگ رفته است. اما در این بین فرخ که همه او را به عنوان لوطی تهران می شناسند نیز دل در گرو لیلا دارد ، با برگشتن نادر جدالی عاشقانه بین این ۳ نفر رخ می دهد و ..
خلاصه داستان: یدالله که چند ماهی است. همسرش را از دست داده ؛ در یک تيمارستان کار میکند. دلارام که مریض شده، در همین تیمارستان بستری است. او از یدالله می خواهد کمک کند تا فرزندش را ببینید و...
خلاصه داستان: نون خ مخفف نورالدین خان زاده است که صاحب یک کارگاه فرآوری تخمه آفتابگردان بوده و کشاورزان محصول تخمه آفتابگردان خود را به نورالدین میفروشند تا اینکه نورالدین آخرین محصول را به فردی تهرانی فروخته تا او این تخمه ها را به ترکیه صادر کند و ...
خلاصه داستان: قصه ی مردی به نام عظیم (محسن تنابنده) یک پناهنده افغانستانی را روایت می کند که در شهرداری تهران مشغول به کار است تا به مادر و برادرش فاروق کمک کند که قاچاقی به آلمان بروند اما فاروق در لحضه آخر از همراه بردن مادر پشیمان می شود و عظیم متوجه می شود که مادرش به عمل پیوند احتیاج دارد حالا او باید بین جان خودش و مادرش یکی را انتخاب کند و ..