خلاصه داستان: داستان جوانی (صابر ابر) که سودای بازیگری را در سر دارد را روایت میکند،او در یک سلمانی با بابک حمیدیان کار میکند و بعد از تمام شدن کارش به تمرین بازیگری می پردازد.صاحب کارش (علی نصیریان ) فردی معتقد به اصول اخلاقی می باشد با سرهنگ کیانی مشکل قدیمی و ریشه دار دارد،یک شب فردی وارد آرایشگاه شده و می گوید : موهای بلند زنانه را با قیمت خوب می خرد و ....
خلاصه داستان: یکی از مدیران سابق دولتی که با رانت و رانتخواری و دزدی و اختلاس ثروت کلانی را به جیب زده طی اتفاقاتی که برایش میافتد عذاب وجدان میگیرد و ..
خلاصه داستان: مردی به نام حبیب که خانه و کاشانه خود را به خواهر و خواهرزاده اش سپرده و مبالغی بالغ بر چندین میلیون تومان هم به افراد نیازمند کمک کرده و مورد اعتماد همسایه ها می باشد، حبیب داستان خانه دیگری (Khane Digari) دیگر از آن همه پول و دارایی چیزی برای خود باقی نذاشته حالا با خانواده خواهرش زندگی میکند .او برای اینکه بتواند یکی از خواهرزاده های خود به اسم تیمور را از زندان درآورد و همچنین برای خواهرزاده دیگرش به اسم هرمز بتواند عروسی بگیرد از دخترش به نام مرجان درخواست پول میکند ، مرجان هم به خاطر پدر میبایست ظرف 10 روز آینده این پول را بدست آورد در طی مسیر تهیه پول با مشکلاتی رو به رو می شود که زندگی زناشویی اش را به خطر می اندازد.
خلاصه داستان: جهانگیر (علی مصفا) که خود را در ماههای پایانی عمرش میبیند، برای زندگی سالمتر، به شمال کشور می رود و در ویلایی اقامت می کند. یکی از دوستان جهانگیر (کاظم سیاحی پور) نیز از فرصت استفاده می کند و همه دوستان قدیمی خود و جهان را برای سپری کردن تعطیلات با او به این ویلا دعوت میکند. کم کم، همه دوستان جهان به نوبت سر میرسند و از موضوع مرگ جهانگیر که بزودی اتفاق می افتد باخبر میشوند؛ موضوعی که تاثیر مهمی روی زندگی هر کدام از این شخصیتها میگذارد.