خلاصه داستان: جان کریسی یک مامور سابق که از زندگی اش خسته شده است برای دیدن دوستش پل ریبرن به مکزیک می رود. در آنجا پل به او پیشنهاد محافظت از یک دختربچه را می دهد ، ساموئل راموس کارخانه دار و همسرش ، جان را استخدام می کنند تا از دخترشان ، لوپیتا محافظت کند اما هنگامی که پیتا ربوده میشود، جان قول میدهد هر طور شده او را پیدا کرده و انتقامش را بگیرد ....