خلاصه داستان: فیلم کلونی Colony 2026 درباره تلاش دلهرهآور گروهی از بازماندگان است که در یک ساختمان قرنطینهشده به نام «دونگووری» گیر افتادهاند. شیوع یک ویروس ناشناخته باعث شده مبتلایان به موجوداتی تبدیل شوند که صرفاً زامبیهای کلاسیک نیستند، بلکه بهطور مداوم در حال جهش و تکاملاند. کوان سه جونگ، یک استاد بیوتکنولوژی، با رمزگشایی از رفتار و تکامل این موجودات، رهبری بازماندگان را برای فرار از ساختمان و جلوگیری از گسترش عفونت بر عهده میگیرد.
خلاصه داستان: زنی پس از مرگ همسرش، برای یافتن تسکین و آرامش به خانوادهی او پناه میبرد. اما هنگامی که آنها یکی پس از دیگری به “ددایت” بدل میشوند، او درمییابد عهدی که در زمان حیات بسته بود، حتی در دلِ مرگ نیز پابرجا میماند…
خلاصه داستان: فیلم مسافر Passenger 2026 روی زوج جوانی به نامهای تایلر و مدی تمرکز دارد که تصمیم میگیرند شغلها و آپارتمان خود در بروکلین را رها کنند، یک ون بخرند و سبک زندگی جذاب و آزادانه «ون لایف» (Van Life) را در جادههای آمریکا تجربه کنند. همه چیز در ابتدا رمانتیک و بینقص به نظر میرسد و حتی تایلر در میانههای راه از مدی خواستگاری میکند. اما کابوس آنها شش هفته بعد آغاز میشود؛ زمانی که در یک شب تاریک و در جادهای خلوت، شاهد بقایای یک تصادف وحشتناک میشوند. آنها با توقف در این صحنه، ناخواسته توجه یک موجود شیطانی باستانی به نام «مسافر» را به خود جلب میکنند. این اهریمن که مسافران جادههای متروک را شکار میکند و نشانههای چنگالمانندی روی ماشینها جا میگذارد، به ون آنها میچسبد. قانون این نفرین بیرحمانه است: آنها در طول شب نمیتوانند توقف کنند و این موجود در هر تاریکی و توقفی به سراغشان میآید. حالا رویای آزادی در جادههای بیپایان، به یک زندان متحرک و نبردی وحشتناک برای بقا تبدیل میشود…
خلاصه داستان: در فیلم سوت مرگ Whistle 2025 گروهی از دانشآموزان دبیرستانی ناسازگار، بهطور اتفاقی یک سوت مرگ باستانی آزتکها را پیدا میکنند. آنها متوجه میشوند که وقتی در سوت میدمند، صدای وحشتناکی که از آن ساطع میشود، مرگهای آیندهشان را فرا میخواند تا آنها را شکار کند. حال همانطور که تعداد قربانیان بالا میرود، دوستان در تلاشی ناامیدانه برای متوقف کردن زنجیره وقایع هولناکی که به راه انداختهاند، درباره منشأ این وسیله مرگبار تحقیق میکنند و…
خلاصه داستان: یک عاشقپیشهی ناامید برای به دست آوردن قلب دختر رویاهایش، شیء مرموزی به نام «بیدِ یک آرزو» را میشکند. او در ابتدا دقیقاً به همان چیزی که آرزویش را داشته میرسد؛ اما خیلی زود درمییابد که برآورده شدن برخی از خواستهها، بهای تاریک و شومی به همراه دارد…
خلاصه داستان: گروهی از جوانان ماجراجو و جستجوگر مکانهای متروکه که خود را «خزندگان» (Creepers) مینامند، عاشق آدرنالین هستند و برای جذب فالوور و شهرت بیشتر در فضای مجازی، دست به کاوشهای خطرناک و پخش زنده (لایواستریم) از این مکانها میزنند. بزرگترین چالش و پروژه آنها، ورود به هتل پاراگون (Paragon Hotel) در نیوجرسی است؛ هتلی که از دهه ۱۹۸۰ متروکه شده و تاریخچهای تاریک از حضور مافیا (مایر لانسکی)، شایعاتی مبنی بر تسخیر شدن توسط ارواح، و افسانهی پنهان بودن ۳۰۰ میلیون دلار پول نقد در دیوارهای آن دارد. این گروه با نادیده گرفتن تابلوهای «ورود ممنوع»، مخفیانه وارد هتل میشوند تا اتاق به اتاق آن را جستجو کنند. اما خیلی زود متوجه میشوند که تنها نیستند؛ آنها نهتنها باید با یک گروه رقیب و خطرناک از کاوشگران شهری که برای یافتن گنجینهی پنهان آمدهاند مبارزه کنند، بلکه باید از دست موجودات فراطبیعی و هیولاهای سایهنشینی که در تاریکی هتل در کمین آنها نشستهاند، جان سالم به در ببرند. این چالش، سلامت روان و مرزهای تحمل آنها را برای پرداختن بهای سنگین شهرت، به وحشتناکترین شکل ممکن آزمایش میکند….
خلاصه داستان: در فیلم دستیار سردخانه The Mortuary Assistant 2026، یک دستیار جوان به نام ربکا برای گذراندن اولین شیفت شبانه خود در یک سردخانه استخدام میشود. اما او خیلی زود متوجه میشود که برخی از اجسادی که برای مومیایی کردن به آنجا آورده شدهاند، توسط نیروهای تاریک و شیطانی تسخیر شدهاند. حال ربکا باید علاوه بر انجام دقیق وظایف دلهرهآور خود، در تاریکی مطلق سردخانه با این موجودات شیطانی مقابله کرده و مراسم جنگیری را به درستی انجام دهد تا بتواند شب را زنده به صبح برساند…
خلاصه داستان: فیلم با یک پیشدرآمد تکاندهنده آغاز میشود؛ جایی که در سال 1994، یک تیم از نیروهای پلیس در حال انتقال چند زندانی از قلب جنگلی متراکم، تاریک و وهمآلود به نام «ولورکات» هستند. منطقهای شوم که افسانههای محلی میگویند هر کس قدم به تاریکی آن بگذارد، هرگز زنده بازنمیگردد. بر اثر تلاش یکی از زندانیان برای فرار، گلولهای شلیک میشود. صدای مهیب این شلیک، یک ناهنجاری و اختلال فضازمانی (Anomaly) را در جنگل بیدار میکند و کل گروه پلیس و زندانیان در یک چشمبرهمزدن بدون هیچ ردی ناپدید میشوند. دههها بعد در زمان حال، «آناند» که به دلیل ناپدید شدن پدرش در آن حادثه شوم یتیم بزرگ شده، حالا خود یک افسر پلیس است. او به همراه دو همکارش، «رجی» و «آشوکان»، ماموریت مییابند تا به همان جنگل نفرینشده بروند و یک افسر پلیس تامیل نادویی مفقودشده را پیدا کنند. وقتی وارد جنگل میشوند و بهطور تصادفی قطرهای خون روی خاک میچکد، یک «حلقه زمانی» باستانی و ماورایی فعال میشود. حالا این سه پلیس در یک مارپیچ از فضا و زمان گیر افتادهاند؛ جایی که هر صدای بلندی یا هرگونه خشونتی، باعث ایجاد یک «گلیچ» (Glitch) شده و آنها را به خطوط زمانی مختلف پرتاب میکند. آناند در این جهنم زمانی با فرصتی طلایی روبرو میشود؛ او راهی پیدا میکند تا به سال 1994 برگردد و سرنوشت شوم پدرش را تغییر دهد، اما جنگل رازهای تاریکتری از یک قتلعام باستانی توسط یک خاندان پرتغالی در سینه دارد که به این راحتیها قربانیانش را رها نمیکند…
خلاصه داستان: در فیلم نیرنگ The Ruse 2024 هنگامی که پرستار اختصاصی یک بیمار سالخورده به طور مرموزی ناپدید میشود، دختری جوان به نام دیل بهعنوان پرستار جدید به سرعت جایگزین میشود. او به خانهای دورافتاده در کنار دریا میرود، اما به زودی خود را در میان هرجومرجی مییابد که مجبور است با بیمار سرکش، همسایههای مرموز و پدیدههای ترسناک ماورایی که این خانه را تسخیر کرده، روبرو شود. آیا این خانه تسخیر شده است؟ یا چیزی شیطانیتر در آن وجود دارد؟ اکنون همانطور که شرایط برای دیل سختتر میشود، او نمیداند به چه کسی میتواند اعتماد کند و…