خلاصه داستان: در سال 1348 میلادی هنگامی که طاعون بوبونیک در ایتالیا گسترش پیدا کرد، گروهی از اشراف و خدمتکارانشان به ویلایی روستایی پناه میبرند، اما فرار آنها به سرعت به هرج و مرجی برای بقا تبدیل میشود و…
خلاصه داستان: براساس داستانی واقعی روایت شده و در مورد یک بانکدار اهل بریتانیا به نام نیکلاس وینتون است که در دهه 1930 میلادی قبل از شروع جنگ جهانی دوم، بیش از ششصد کودک را از چکسلواکی تحت اشغال آلمان نازی، نجات داد و…
خلاصه داستان: در آینده ای نه چندان دور، غول فناوری Pegazus به زوج ها این فرصت را می دهد تا بارداری خود را از طریق رحم یا غلاف مصنوعی جدا شونده به اشتراک بگذارند. و به این ترتیب، سواری وحشیانه راشل و آلوی به سمت پدر و مادر شدن در این دنیای جدید شجاع آغاز می شود.
خلاصه داستان: پس از یک بحران زیست محیطی، زنی که اولین فرزند خود را به دنیا آورده است، مجبور میشود خانه خود را در لندن سیلزده رها کرده و برای یافتن پناهگاهی امن به سمت شمال فرار کند اما…
خلاصه داستان: در آستانه جنگ جهانی دوم و در اواخر عمر زیگموند فروید، وی از یک نویسنده معروف به نام سی. اس. لوئیس برای مناظره درباره وجود خدا دعوت میکند و…
خلاصه داستان: در سال 1984 میلادی در لندن روایت شده و در مورد دختری 7 ساله به نام ماریا است که به همراه مادرش در دنیای دوست داشتنی خود زندگی میکنند. اما یک شب، دنیای آنها از هم میپاشد و ما یک دهه بعد دوباره به ماریا میپیوندیم. در این میان ورود یک فرد غریبه به نام مایکل به خانه آنها، ماریا را وادار میکند تا خاطرات دوران کودکی خود و احساساتی را که سرکوب کرده بود، بار دیگر مرور کند و…
خلاصه داستان: در مورد پدری به نام وینسنت است که در دهه 1980 میلادی پس از ناپدید شدن پسر 9 سالهاش ادگار، در خیابانهای شلوغ و خطرناک نیویورک برای بازگرداندن او به خانه، میجنگد اما…
خلاصه داستان: داستان در مورد مردی به نام نیکولاس الیوت است که به عنوان افسر اطلاعات برای MI6 کار میکند. اما زمانی که نیکولاس متوجه میشود دوست و همکار نزدیکش، کیم فیلبی، مخفیانه به عنوان یک جاسوس دوجانبه برای KGB کار میکند و به اتحاد جماهیر شوروی پناهنده شده، همه چیز تغییر میکند و…
خلاصه داستان: در مورد خواهر و برادری است که پس از فرار از دست پدربزرگ خلافکار خود، تصمیم دارند زندگی جدیدی را آغاز کنند، اما به زودی درگیر جنایت، پول و خشونت شده و…
خلاصه داستان: هشت ماه پس از آنکه اندی جونز، مربی آشپزی کارلی، دچار حمله قلبی میشود، کارلی تلاش میکند تا با کارکنان او، رستوران جدید خود را اداره کرده و برای آن اسم و رسمی به هم بزند اما…