خلاصه داستان: یک سرباز سابق که درگیر اختلال استرس پس از سانحه است، از گروهبان سابقش پیشنهادی عجیب و وسوسه انگیز دریافت می کند: هدف یک شکار تفریحی قرار بگیرد! اگر بتواند یک ماه دوام آورده و زنده بماند، پول جایزه به او می رسد اما اگر کشته شود، پول به خانواده اش می رسد. این بازی مرگ شش ماه دیگر شروع می شود..
خلاصه داستان: فیلم با یک پیشدرآمد تکاندهنده آغاز میشود؛ جایی که در سال 1994، یک تیم از نیروهای پلیس در حال انتقال چند زندانی از قلب جنگلی متراکم، تاریک و وهمآلود به نام «ولورکات» هستند. منطقهای شوم که افسانههای محلی میگویند هر کس قدم به تاریکی آن بگذارد، هرگز زنده بازنمیگردد. بر اثر تلاش یکی از زندانیان برای فرار، گلولهای شلیک میشود. صدای مهیب این شلیک، یک ناهنجاری و اختلال فضازمانی (Anomaly) را در جنگل بیدار میکند و کل گروه پلیس و زندانیان در یک چشمبرهمزدن بدون هیچ ردی ناپدید میشوند. دههها بعد در زمان حال، «آناند» که به دلیل ناپدید شدن پدرش در آن حادثه شوم یتیم بزرگ شده، حالا خود یک افسر پلیس است. او به همراه دو همکارش، «رجی» و «آشوکان»، ماموریت مییابند تا به همان جنگل نفرینشده بروند و یک افسر پلیس تامیل نادویی مفقودشده را پیدا کنند. وقتی وارد جنگل میشوند و بهطور تصادفی قطرهای خون روی خاک میچکد، یک «حلقه زمانی» باستانی و ماورایی فعال میشود. حالا این سه پلیس در یک مارپیچ از فضا و زمان گیر افتادهاند؛ جایی که هر صدای بلندی یا هرگونه خشونتی، باعث ایجاد یک «گلیچ» (Glitch) شده و آنها را به خطوط زمانی مختلف پرتاب میکند. آناند در این جهنم زمانی با فرصتی طلایی روبرو میشود؛ او راهی پیدا میکند تا به سال 1994 برگردد و سرنوشت شوم پدرش را تغییر دهد، اما جنگل رازهای تاریکتری از یک قتلعام باستانی توسط یک خاندان پرتغالی در سینه دارد که به این راحتیها قربانیانش را رها نمیکند…
خلاصه داستان: هر شب، چوپانی با صدای بلند یک داستان معمایی جنایی را برای گلهاش میخواند، در حالی که پیش خودش وانمود میکرد گوسفندانش متوجه ماجرا میشوند و داستان را میفهمند. اما ماجرا زمانی رنگ و بوی واقعیت به خود میگیرد که یک روز، جسد بیجان این چوپان پیدا میشود. گوسفندان که در تمام این مدت شنوندگان باهوش آن داستانها بودهاند، در همان نگاه اول و فوراً متوجه میشوند که چوپانشان به قتل رسیده است. حالا این گله، با تکیه بر رمانهای جنایی که شنیدهاند، با اعتمادبهنفس کامل فکر میکنند که تمام فوتوفنهای کارآگاهی را بلدند و دقیقاً میدانند چطور باید دستبهکار شوند تا معمای این قتل را حل کنند!
خلاصه داستان: در فیلم نیرنگ The Ruse 2024 هنگامی که پرستار اختصاصی یک بیمار سالخورده به طور مرموزی ناپدید میشود، دختری جوان به نام دیل بهعنوان پرستار جدید به سرعت جایگزین میشود. او به خانهای دورافتاده در کنار دریا میرود، اما به زودی خود را در میان هرجومرجی مییابد که مجبور است با بیمار سرکش، همسایههای مرموز و پدیدههای ترسناک ماورایی که این خانه را تسخیر کرده، روبرو شود. آیا این خانه تسخیر شده است؟ یا چیزی شیطانیتر در آن وجود دارد؟ اکنون همانطور که شرایط برای دیل سختتر میشود، او نمیداند به چه کسی میتواند اعتماد کند و…
خلاصه داستان: گروهی از مسافران بینالمللی در مسیر پروازی از لسآنجلس به شانگهای، ناگزیر به یک فرود اضطراریِ هولناک در دل آبهایی تسخیرشده توسط کوسهها میشوند. اکنون آنها باید برای بقا با یکدیگر متحد شوند، به این امید که بتوانند بر هجوم دیوانهوار کوسههایی که به سمت لاشهی هواپیما کشانده شدهاند، غلبه کنند.
خلاصه داستان: فیلم شانه به شانه Yan Yana 2025 درباره شخصی به نام «رفیق»، یک اشرافزاده و مردی بهشدت ثروتمند است که پس از یک سانحه تلخ هنگام پرواز با پاراگلایدر، از گردن به پایین فلج میشود. او که برای انجام تمام امور روزمره خود به کمک نیاز دارد، پس از مصاحبه با افراد مختلف، در نهایت تصمیم عجیبی میگیرد؛ او «فروح» را به عنوان پرستار تماموقت خود استخدام میکند. فروح جوان پرانرژی، بیخیال و دردسرسازی است که از محلههای فقیرنشین و حاشیهای استانبول آمده و گذشتهای پرالتهاب دارد. او نه تنها هیچ تجربهای در پرستاری ندارد، بلکه نگاهش به زندگی کاملاً در تضاد با دنیای منظم و اشرافی رفیق است. با این حال، همین تضاد عمیق شخصیتی و فرهنگی، پایهگذار یک رابطه غیرمنتظره میشود. سرزندگی، صراحت کلام و طنز تلخ فروح، امید به زندگی را به رفیق بازمیگرداند و در مقابل، غنای فرهنگی و ظرافت رفیق، مسیر زندگی فروح را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: چهار دوستِ که مدتی از هم دور شده بودند، در یک سفر ماهیگیری تجدید دیدار میکنند تا پیوندهای ازهمگسستهی خود را ترمیم کنند؛ اما این جمع زمانی از هم میپاشد که یکی از آنها، پدری مستأصل، دیگری را به ارتباط با ناپدید شدن دخترش متهم میکند…
خلاصه داستان: در فیلم نفوذی Infiltrate 2026 صدایی مرموز یک زن معمولی را وادار میکند به دل دنیای تاریکِ جرایم سازمان یافته برود تا همسر ربوده شدهاش را از چنگ آن ها نجات دهد، اما…
خلاصه داستان: فیلم مقتدر: انتقام Dhurandhar: The Revenge 2026 مستقیماً وقایع پس از قسمت اول را دنبال میکند. داستان حول محور یک مامور مخفی زبدهی سازمان اطلاعات هند (RAW) به نام «جاسکیرات سینگ رانگی» میچرخد. او با هویتی جعلی به نام «حمزه علی مزاری» به قلب شبکه جرایم سازمانیافته و مافیای پاکستان نفوذ کرده است. ماموریت اصلی و حیاتی او در این قسمت، پیدا کردن شخصیتی کلیدی به نام «میجر اقبال» و نابودی کامل این سیستم جنایی است. در دنیای تاریکی که او قدم گذاشته، هر نگاهی میتواند بوی خیانت بدهد و کوچکترین اشتباه، هویت واقعی او را فاش کرده و به قیمت جانش تمام خواهد شد. فیلم روایتی پرالتهاب از تلاش این مامور برای ایجاد تعادل بین «انجام وظیفه ملی» و «بقا» است. همزمان با پیشروی ماموریت، پرده از گذشتهی تاریک و دردناک او برداشته میشود و مخاطب درمییابد که چه چیزی موتور محرک این عطشِ پایانناپذیر برای اجرای عدالت است.
خلاصه داستان: داستان فیلم در قلب لندن مدرن اتفاق میافتد. در جریان یک پروژه ساختوساز بزرگ، کارگران به طور تصادفی یک بمب عظیم، عملنکرده و بسیار حساس از دوران جنگ جهانی دوم (UXO) را پیدا میکنند. به دلیل قدرت تخریب بالای این بمب، پلیس و نیروهای امنیتی بریتانیا مجبور میشوند پروتکلهای اضطراری را اجرا کرده و بخش بزرگی از شهر را به طور کامل تخلیه کنند. در حالی که تمام شهر در وضعیت هشدار قرمز قرار دارد، یک گروه حرفهای و بیباک از سارقان، این هرجومرج سراسری و تخلیه بیسابقه را به عنوان فرصتی تکرارنشدنی برای اجرای یک سرقت غیرممکن میبینند.