خلاصه داستان: جانگ اوک جو یک محافظ شخصی سابق است که با غم از دست دادن بهترین دوستی که نتوانست از آن محافظت کند، دست و پنجه نرم میکند. حال جانگ اوک جو برای گرفتن انتقام، به دنبال یافتن گروهی از قاچاقچیان به رهبری پرو چوی است و…
خلاصه داستان: هنگامی که یک زن سالخورده به نام ماپوچی در میان یک اختلاف بر سر زمین کشته میشود، نوه او، دختری جوان به نام ساین، تلاش میکند با استفاده از مهارتهای خود، افرادی که مادربزرگش را به قتل رساندند، پیدا کند اما…
خلاصه داستان: ویرا یک اسلحه را از یک اسلحه خانه محترم می دزدد، غافل از اینکه ارجان، وارث مغازه، او را تعقیب خواهد کرد. او به او تیراندازی و پرداخت هزینه اسلحه را یاد می دهد، اما ارژن عاشق او می شود. ویرا آرجان را به چالش می کشد و باعث ایجاد پیچ و تاب در رابطه آنها می شود.
خلاصه داستان: در مورد صاحب یک کافه به نام پارتیبان است که پس از درگیر شدن با یک گروه از اراذل و اوباش، به یک قهرمان محلی تبدیل میشود، اما این اتفاق برای پارتیبان عواقب خطرناکی به دنبال داشته و او توجه یک قاچاقچی مواد مخدر را به خود جلب میکند که ادعا دارد زمانی پارتیبان بخشی از آنها بوده است و…
خلاصه داستان: در مورد گروهی از افسران پلیس درستکار است که وظیفه دارند حوادث و موقعیتهای اضطراری که در رودخانه هان رخ میدهد را مدیریت و کنترل کرده و از مردم محافظت کنند…
خلاصه داستان: کارول دانورز، با نام مستعار کاپیتان مارول، هویت خود را از کری ظالم پس گرفته است، با این حال هنوز باید بار یک جهان بیثبات را به دوش بکشد. اکنون کارول دانورز باید با دو ابرقهرمان دیگر به نامهای کامالا خان و مونیکا رامبو متحد شده و برای نجات جهان گروه مارولها را تشکیل دهد اما…
خلاصه داستان: تایگر و زویا به یک ماموریت بزرگ فرستاده میشوند تا با دشمنی خطرناک روبرو شوند. حال باید دید در این نبرد هیجانانگیز چه کسی پیروز خواهد شد؟
خلاصه داستان: داستان در مورد زنی جوان به نام کو سان یانگ است که در طول روز به صورت پاره وقت کار میکند و در طول شب درس میخواند تا به یک افسر عمومی تبدیل شود. در این میان پس از پیدا شدن یک یادگاری از پدر درگذشتهاش، مرگهای مرموزی در اطراف کو سان یانگ اتفاق میافتد و او به آرامی خود را در حال تغییر مییابد. از طرفی دیگر یوم هه سانگ یک استاد دانشگاه با توانایی دیدن شیاطین است که در کودکی مادرش توسط شیطان کشته شده است. در این میان وقتی هه سانگ با سان یانگ ملاقات میکند با شیطانی روبرو میشود که مادرش را کشته و…
خلاصه داستان: ویکتور گودئانو، دست راست و نزدیکترین مشاور دیکتاتور رومانی، نیکلای چائوشسکو در طول جنگ سرد است که رازی بزرگ دارد. او مامور KGB است و باید پیش از آنکه هویت واقعیاش فاش شود، فرار کند. حال ویکتور از یک فرصت ارزشمند برای فرار استفاده میکند اما…