خلاصه داستان: در فیلم تعارض، احساس دیوونگی بهم دست داده، فکر میکنم تمام دوربینهای مداربسته دارن منو کنترل میکنن، انگار یکی پشت دوربینها نشسته و داره چهار چشمی منو میپاد…
خلاصه داستان: شهاب حسینی و گلبرگ خاوری نقش زن و شوهری را بازی می کنند که پس از پایان مهمانی خانوادگی، تصمیم میگیرند راهی خانه ی خود شوند. اما شهاب حسینی آن قدر در مهمانی نوشیده است که توانایی رانندگی را ندارد. بنابراین ندا از همسرش(شهاب حسینی) میخواهد در یک هتل توقف کنند تا روز بعد و با خیال راحت راهی خانه شوند. هتلی که با ورود به آن شهاب حسینی دچار توهماتی می شود.
خلاصه داستان: به گفته کارگردان این اثر سینمایی اگر یک سطر از داستان فیلم لو برود دیگران شروع میکنند به حدس و گمان درباره ادامه داستان و ادامه داستان را خودشان میسازند. برای همین ترجیح میدهم درباره داستان فیلم چیزی نگویم. فقط میتوانم بگویم که داستان در تهران امروز اتفاق میافتد و فیلم رویکرد متفاوتی در شکل روایی دارد و با فیلمهای قبلیام متفاوت است.با این حال در خلاصه داستانی که از سوی سازندگان این فیلم منتشر شده است آمده: بدیش اینه من وسط کلی شکام که میخوام برم یا نه...ولی بدترش اینه که صدبرابرش مطمئنم نمیتونم بمونم.
خلاصه داستان: زندگی مینا زیر و رو میشود وقتی میفهمد که شوهرش از جنایتی که به خاطر آن اعدام شده بیگناه بوده است، بنابراین او به خاطر خود و دخترش نبردی خاموش را با یک سیستم بدبین آغاز میکند.
خلاصه داستان: بهار که از همسرش جدا شده و حالا دوباره ازدواج کرده، زندگی جدیدی دارد. او از شوهر گذشته خود یک پسر دارد که سرطان خون دارد و باید درمان شود. شوهر سابق او در زندان است و به خاطر جنایاتش اعدام خواهد شد. او باید پیدا کند ...
خلاصه داستان: رضا از ژاپن برمی گردد تا با پس انداز خود در 8 سال گذشته یک کسب و کار جدید راه اندازی کند، اما اعضای خانواده اش چیزی را از او پنهان می کنند که می تواند به برنامه هایش آسیب برساند.
خلاصه داستان: قادر، آجرکار اهل سردشت در غرب ایران که همسرش فرزند چهارم خود را باردار است، ناگهان در میان جنایت جنگی رژیم صدام قرار گرفت. در 28 ژوئن 1987، جنگنده های عراقی بمب های گاز خردل را پرتاب کردند.