خلاصه داستان: سریال افسانه سرباز آشپزخانه The Legend of Kitchen Soldier 2026 درباره جوانی ۲۲ ساله از طبقهی فرودست جامعه به نام «کانگ سونگ جه» است. او پس از مرگ پدرش و برای فرار از غم و اندوه روزمره، تصمیم میگیرد به ارتش بپیوندد. سونگ-جه اگرچه در دوران آموزشی بهترین سرباز پادگان بود، اما به دلیل پیشینه خانوادگی فقیرانه و وضعیت روانی پس از مرگ پدرش، به عنوان «سرباز نیازمند مراقبت ویژه» طبقهبندی شده و به پایگاه «گانگریم» منتقل میشود. به دلیل تجربهای که سونگ جه در گذشته در کامیون غذای سیار (Food truck) خانوادهاش داشته، مافوقهایش او را به عنوان دستیارِ «یون دونگ-هیون» (آشپز قدیمی و بیکفایت پادگان) به آشپزخانه نظامی میفرستند. یک روز، پدیدهای عجیب رخ میدهد؛ یک صفحه هولوگرامی و مجازی (شبیه به پنجره وضعیت در بازیهای ویدیویی) به نام «مسیر آشپز» در مقابل چشمان سونگ-جه ظاهر میشود که هیچکس جز او قادر به دیدنش نیست. این سیستم مرموز، ماموریتها و کوئستهای آشپزی مختلفی به او میدهد. سونگ-جه با انجام این ماموریتهای عجیب، مهارتهای آشپزی خود را ارتقا میدهد و در مسیر تبدیل شدن به یک «آشپز افسانهای» در ارتش قدم میگذارد. اما همزمان متوجه میشود که این کوئستها او را به سمت کشف فسادهای پنهان در پادگان و رازهای خطرناکِ مرتبط با مرگ پدرش سوق میدهند.
خلاصه داستان: کانگ دان شیم یکی از بدنامترین، بیرحمترین و جاهطلبترین صیغههای سلطنتی در دربار چوسان (قرن چهاردهم) است که به دلیل توطئه و اتهام به قتل، به مرگ با نوشیدن جام زهر محکوم میشود. اما درست در لحظه مرگ او و همزمان با وقوع یک پدیده عجیب نجومی (خسوف کامل)، روح او در زمان سفر کرده و ۳۰۰ سال بعد، در سئولِ سال ۲۰۲۶ بیدار میشود. روح این زنِ فتنهگر تاریخی، حالا در کالبد «شین سو-ری» قرار گرفته است؛ یک بازیگر ناشناخته و سیاهیلشکر که اتفاقاً سر صحنه فیلمبرداری یک سریال تاریخی، در حال بازی کردنِ صحنهی مسموم شدن با زهر است! دان شیم که حالا در دنیای مدرنِ پر از آسمانخراش، ماشینها و تکنولوژیهای غریب گرفتار شده، باید با غریزه بقای تیز و ذات سرکش خود در این دنیای جدید دوام بیاورد. در این میان، مسیر او با چا سه گیه، وارث سرد، بیاحساس و خشنِ یک امپراتوری تجاری (چهبول) گره میخورد. تقابل یک زن سلطهجوی تاریخی با یک مرد مغرور مدرن، به یک رابطه پرتنش، خندهدار و پر از سوءتفاهم تبدیل میشود که به مرور زمان، زخمهای درونی هر دو نفر را التیام میبخشد.
خلاصه داستان: مینیسریال «نیمه انسان»، روایتی ملتهب، تاریک و به شدت تکاندهنده از رابطه پرفراز و نشیب دو برادر ناتنی به نامهای «نایل» و «روبن» است که در طول سه دهه به تصویر کشیده میشود. داستان از جایی آغاز میشود که مادران این دو پسر تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند و آنها را زیر یک سقف بیاورند. نایل نوجوان، پسری منزوی، خجالتی و قربانی قلدری است؛ در حالی که روبن به تازگی و پس از یک درگیری خونین و وحشتناک، از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده است. آنچه در ابتدا به عنوان تلاشی ناامیدانه برای محافظت از یکدیگر در برابر جامعهی بیرحم شهر کوچکشان آغاز میشود، به سرعت تغییر شکل میدهد. این دو نفر وارد یک رابطه به شدت پیچیده، سمی و غیرقابل گسست از وابستگی متقابل، ترس، سرکوب احساسات و کنترلگری میشوند. سریال در طول ۶ قسمت، نقاب از چهرهی رازهای تاریک برمیدارد و نشان میدهد که چگونه آسیبهای روانی کودکی و یک دوستی ویرانگر، میتواند تمام مسیر زندگی، هویت و روان دو انسان را تا مرز جنون و فروپاشی پیش ببرد…
خلاصه داستان: مردی که در کودکی توسط مادرش رها شده است، سالها بعد قسم میخورد تا از این مادر و خانوادهی جدیدش انتقام بگیرد؛ در حالی که در این میان، ناآگاهانه دلباختهی دخترخواندهی او میشود…
خلاصه داستان: داستان فیلم برادر کوچک Little Brother 2026 زندگی یک مشاور املاک مشهور را روایت میکند زمانی که سر و کلهی برادر کوچک و عجیبوغریبش بهطور غیرمنتظرهای دوباره پیدا میشود، کاملاً به هم میریزد…
خلاصه داستان: سلین در زمان سفر کرده و در همان خانه تابستانی که در آن اقامت دارد، خود را در دوران جوانی مادرش مییابد. او در حالی که سرنوشت خانوادهاش را تغییر میدهد، زندگی خود را نیز از نو میسازد….
خلاصه داستان: یک سرباز سابق که درگیر اختلال استرس پس از سانحه است، از گروهبان سابقش پیشنهادی عجیب و وسوسه انگیز دریافت می کند: هدف یک شکار تفریحی قرار بگیرد! اگر بتواند یک ماه دوام آورده و زنده بماند، پول جایزه به او می رسد اما اگر کشته شود، پول به خانواده اش می رسد. این بازی مرگ شش ماه دیگر شروع می شود..
خلاصه داستان: فیلم سیگنال وان داستان یک دانشمند علوم کامپیوتر جوان و نابغه به نام آنیکا کاسک را روایت میکند که موفق به یافتن راهی برای تصویربرداری از ماده تاریک میشود. این کشف بینظیر توجه یک میلیاردر حوزه فناوری به نام سم هیوستون را جلب میکند. هیوستون او را به یک جزیره دورافتاده و مخفی در دریای کارائیب دعوت میکند تا به تیم تحقیقاتی ویژهای بپیوندد؛ تیمی که در حال بررسی شواهدی از وجود عناصر فرازمینی روی زمین هستند. در این جزیره، آنیکا با مهندسی به نام چارلی کامینسکی و دانشمند دیگری به نام پری گلاسنر آشنا میشود. گلاسنر موفق به اختراع دستگاهی برای ارتباط کوانتومی با هوش فرازمینی شده است. تیم تحقیقاتی خیلی زود به واقعیتی هولناک و تغییردهنده پی میبرد…
خلاصه داستان: فیلم با یک پیشدرآمد تکاندهنده آغاز میشود؛ جایی که در سال 1994، یک تیم از نیروهای پلیس در حال انتقال چند زندانی از قلب جنگلی متراکم، تاریک و وهمآلود به نام «ولورکات» هستند. منطقهای شوم که افسانههای محلی میگویند هر کس قدم به تاریکی آن بگذارد، هرگز زنده بازنمیگردد. بر اثر تلاش یکی از زندانیان برای فرار، گلولهای شلیک میشود. صدای مهیب این شلیک، یک ناهنجاری و اختلال فضازمانی (Anomaly) را در جنگل بیدار میکند و کل گروه پلیس و زندانیان در یک چشمبرهمزدن بدون هیچ ردی ناپدید میشوند. دههها بعد در زمان حال، «آناند» که به دلیل ناپدید شدن پدرش در آن حادثه شوم یتیم بزرگ شده، حالا خود یک افسر پلیس است. او به همراه دو همکارش، «رجی» و «آشوکان»، ماموریت مییابند تا به همان جنگل نفرینشده بروند و یک افسر پلیس تامیل نادویی مفقودشده را پیدا کنند. وقتی وارد جنگل میشوند و بهطور تصادفی قطرهای خون روی خاک میچکد، یک «حلقه زمانی» باستانی و ماورایی فعال میشود. حالا این سه پلیس در یک مارپیچ از فضا و زمان گیر افتادهاند؛ جایی که هر صدای بلندی یا هرگونه خشونتی، باعث ایجاد یک «گلیچ» (Glitch) شده و آنها را به خطوط زمانی مختلف پرتاب میکند. آناند در این جهنم زمانی با فرصتی طلایی روبرو میشود؛ او راهی پیدا میکند تا به سال 1994 برگردد و سرنوشت شوم پدرش را تغییر دهد، اما جنگل رازهای تاریکتری از یک قتلعام باستانی توسط یک خاندان پرتغالی در سینه دارد که به این راحتیها قربانیانش را رها نمیکند…
خلاصه داستان: پس از ربوده شدن زنی به دست یک سازمان جنایتکار، همسر سابقش چونگ شیک و همسر فعلی اش مین سوک، با کنار گذاشتن اختلافات با یکدیگر متحد میشوند تا عملیاتی غیرقابلپیشبینی، پر از دردسر، تعقیب و گریز و اتفاقات غیرمنتظره را با هم شروع کنند…